sich übergeben
استفراغ کردن
Verb
مثال
Sie musste sich zweimal übergeben.
او مجبور شد دو بار استفراغ کنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
استفراغ کردن
Verb
Sie musste sich zweimal übergeben.
او مجبور شد دو بار استفراغ کنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.