seelisch
روحی / روانی
Adjektiv
مثال
Der Verlust hat ihn seelisch sehr belastet.
این از دست دادن روحیهشو خیلی تحتفشار گذاشت.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
روحی / روانی
Adjektiv
Der Verlust hat ihn seelisch sehr belastet.
این از دست دادن روحیهشو خیلی تحتفشار گذاشت.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.