sich entfremden
از هم دور شدن (عاطفی)
Verb
مثال
Mit der Zeit haben sie sich voneinander entfremdet.
با گذشت زمان، از هم دور شدن.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
از هم دور شدن (عاطفی)
Verb
Mit der Zeit haben sie sich voneinander entfremdet.
با گذشت زمان، از هم دور شدن.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.