sich gewöhnen
عادت کردن (به)
Verb
مثال
Man gewöhnt sich schnell an das neue Leben hier.
آدم زود به زندگی جدید اینجا عادت میکنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
عادت کردن (به)
Verb
Man gewöhnt sich schnell an das neue Leben hier.
آدم زود به زندگی جدید اینجا عادت میکنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.