Lingofa

sich gewöhnen

عادت کردن (به)

Verb

مثال

  1. Man gewöhnt sich schnell an das neue Leben hier.

    آدم زود به زندگی جدید اینجا عادت می‌کنه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.