stabil
محکم / پایدار
Adjektiv
مثال
Der Tisch ist sehr stabil.
میز خیلی محکمه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
محکم / پایدار
Adjektiv
Der Tisch ist sehr stabil.
میز خیلی محکمه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.