skeptisch
شکاک / بدبین نسبت به یک موضوع
Adjektiv
مثال
Ich bin skeptisch, ob der Plan funktioniert.
نسبت به اینکه این نقشه جواب بده، شکاکم.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.