Lingofa

spontan

خودجوش / بی‌برنامه

Adjektiv

مثال

  1. Lass uns spontan ein Wochenende wegfahren.

    بیا خودجوش یه آخر هفته بریم سفر.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.