Lingofa

teilnahmslos

بی‌احساس / منفعل

Adjektiv

مثال

  1. Er saß teilnahmslos in der Ecke.

    او بی‌احساس تو گوشه نشسته بود.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.