tatkräftig
پرانرژی و اهل عمل
Adjektiv
مثال
Er packt Probleme immer tatkräftig an.
او همیشه با انرژی و عملگرایی با مشکلات روبهرو میشه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.