Lingofa

trösten

دلداری دادن

Verb

مثال

  1. Sie hat versucht, ihn nach der Trennung zu trösten.

    او سعی کرد بعد از جدایی بهش دلداری بده.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.