ungeduldig
بیصبر / کمطاقت
Adjektiv
مثال
Die Kinder werden langsam ungeduldig.
بچهها کمکم دارن بیصبر میشن.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
بیصبر / کمطاقت
Adjektiv
Die Kinder werden langsam ungeduldig.
بچهها کمکم دارن بیصبر میشن.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.