verschreiben
تجویز کردن (دارو)
Verb
مثال
Der Arzt hat mir Antibiotika verschrieben.
دکتر برام آنتیبیوتیک تجویز کرد.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
تجویز کردن (دارو)
Verb
Der Arzt hat mir Antibiotika verschrieben.
دکتر برام آنتیبیوتیک تجویز کرد.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.