Lingofa

vorschlagen

پیشنهاد دادن

Verb

مثال

  1. Ich schlage vor, das Meeting zu verschieben.

    پیشنهاد می‌دم جلسه رو عقب بندازیم.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.