verzweifelt
ناامید و مستأصل
Adjektiv
مثال
Er suchte verzweifelt nach einer Lösung.
او مستأصلانه دنبال یه راهحل میگشت.
کلمههای نزدیک
- Verlegenheitدستپاچگی / معذب بودن
- Vorfreudeذوق و شوق پیش از یک اتفاق
- Verbitterungدلخوری عمیق / تلخی درونی
- Verlustangstترس از دست دادن کسی
- verärgertدلخور / کمی عصبانی
- verunsichertدچار عدم اطمینان شده
- verschlossenدرخودفرورفته / کمحرف
- verlogenدروغگو (بهطور ذاتی)
- versöhnlichآشتیجو
- verständnisvollباتفاهم / درککننده
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.