verlogen
دروغگو (بهطور ذاتی)
Adjektiv
مثال
Ich kann mit so einem verlogenen Menschen nicht arbeiten.
نمیتونم با همچین آدم دروغگویی کار کنم.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.