Lingofa

verlogen

دروغگو (به‌طور ذاتی)

Adjektiv

مثال

  1. Ich kann mit so einem verlogenen Menschen nicht arbeiten.

    نمی‌تونم با همچین آدم دروغگویی کار کنم.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.