weit
دور
Adjektiv
مثال
Die Uni ist ziemlich weit von hier.
دانشگاه از اینجا نسبتاً دوره.
کلمههایی که از این ساخته شدن
آلمانی کلمهها رو روی هم سوار میکنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفهنیمه میفهمی.
- Tragweiteدامنهی اهمیت/پیامد
- weitgehendتا حد زیادی
- Weiterentwicklungتوسعهی بیشتر
- Weitsprungپرش طول
- Der Apfel fällt nicht weit vom Stammپسر کو ندارد نشان از پدر / فرزند شبیه والدینش میشود
- weitergebenمنتقل کردن به دیگری
- Weiterbildungآموزش تکمیلی
- weitsichtigدوربین (بینایی)
- Zweitspracheزبان دوم
- des Weiterenبهعلاوه / همچنین
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.