zugleich
همزمان / در عین حال
Adverb
مثال
Sie ist zugleich Mutter und erfolgreiche Unternehmerin.
او همزمان هم مادره و هم یه کارآفرین موفق.
کلمههای نزدیک
- Zärtlichkeitمحبت و نوازش
- zärtlichبا محبت / نوازشگرانه
- Zufriedenheitرضایت
- Zusammenfassungخلاصه
- zumalبهویژه که / خصوصاً از آنجا که
- zusammenfassendبهطور خلاصه
- zur Sprache bringenیه موضوع رو مطرح کردن
- zum Tragen kommenاثرش ظاهر شدن / بهکار افتادن
- zur Verfügung stehenدر دسترس بودن
- zurückführen aufنسبت دادن به / برگرداندن به
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.