Lingofa

deprimiert

افسرده (حالتی پایدارتر از غم)

Adjektiv

مثال

  1. Nach der Kündigung war er wochenlang deprimiert.

    بعد از اخراج، هفته‌ها افسرده بود.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.