Lingofa

durchtrieben

زرنگ و حیله‌گر

Adjektiv

مثال

  1. Der Fuchs in der Geschichte ist sehr durchtrieben.

    روباه تو داستان خیلی زرنگ و حیله‌گره.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.