deshalb
به همین دلیل / بنابراین
Adverb
مثال
Ich habe die Prüfung nicht bestanden, deshalb muss ich sie wiederholen.
امتحان رو قبول نشدم، بنابراین باید دوباره بدمش.
کلمههای نزدیک
- Dankbarkeitقدردانی / سپاسگزاری
- dennochبا اینوجود / بااینحال
- dementsprechendبر همین اساس / متناسب با آن
- dagegenدر مقابل / برعکس
- daherبه همین دلیل / از این رو
- deswegenبه همین خاطر
- demnachطبق آن / بر این اساس
- des Weiterenبهعلاوه / همچنین
- den Nagel auf den Kopf treffenدقیقاً درست گفتن / به هدف زدن
- die Nase voll haben vonاز چیزی بهشدت خسته و کلافه شدن
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.