nehmen
گرفتن
Verb
مثال
Ich nehme den Bus.
من اتوبوس میگیرم.
کلمههایی که از این ساخته شدن
آلمانی کلمهها رو روی هم سوار میکنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفهنیمه میفهمی.
- wahrnehmenدرک کردن / احساس کردن
- Umzugsunternehmenشرکت اسبابکشی
- sich Zeit nehmenوقت گذاشتن
- Unternehmenشرکت / بنگاه اقتصادی
- übernehmenتصاحب کردن / بر عهده گرفتن
- einnehmenمصرف کردن (دارو)
- in Kauf nehmenپذیرفتن یه چیز ناخوشایند بهخاطر یه هدف
- etwas in Anspruch nehmenاز چیزی استفاده کردن / بهره بردن
- zunehmendروبهافزایش / فزاینده
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.