zunehmend
روبهافزایش / فزاینده
Adjektiv
مثال
Immer mehr Menschen nutzen zunehmend erneuerbare Energien.
افراد بیشتر و بیشتری بهطور فزاینده از انرژیهای تجدیدپذیر استفاده میکنن.
کلمههای نزدیک
- zusammenfassendبهطور خلاصه
- zur Sprache bringenیه موضوع رو مطرح کردن
- zum Tragen kommenاثرش ظاهر شدن / بهکار افتادن
- zur Verfügung stehenدر دسترس بودن
- zurückführen aufنسبت دادن به / برگرداندن به
- zurückzahlenبازپرداخت کردن
- Zivilschutzدفاع غیرنظامی / پدافند غیرعامل
- Zeitgenössische Kunstهنر معاصر
- Zugabeبیس (اجرای اضافه پس از تشویق)
- Zuschauerraumسالن تماشاگران
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.