in Kauf nehmen
پذیرفتن یه چیز ناخوشایند بهخاطر یه هدف
Redewendung
مثال
Für den neuen Job nimmt er eine längere Anfahrt in Kauf.
او بهخاطر شغل جدید، مسیر طولانیتر رفتوآمد رو میپذیره.
کلمههای نزدیک
- in Bezug aufدر رابطه با / از نظر
- im Vergleich zuدر مقایسه با
- im Prinzipدر اصل / اصولاً
- ins Wasser fallenبههم خوردن یه برنامه (لفظاً: در آب افتادن)
- ins Auge fassenدر نظر گرفتن یه گزینه یا برنامه
- ins kalte Wasser springenبدون آمادگی وارد یه کار جدید و سخت شدن
- ins Gewicht fallenاهمیت یا وزنه داشتن
- im Vordergrund stehenدر کانون توجه بودن / اولویت اصلی بودن
- interpretierenتفسیر کردن
- Integrationskursدورهی ادغام اجتماعی
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.