offline
آفلاین
Adjektiv
مثال
Im Zug bin ich meistens offline.
تو قطار معمولاً آفلاینم.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
آفلاین
Adjektiv
Im Zug bin ich meistens offline.
تو قطار معمولاً آفلاینم.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.