ohnmächtig
غشکرده
Adjektiv
مثال
Mir wurde plötzlich schwindelig, und ich wurde fast ohnmächtig.
ناگهان سرم گیج رفت و نزدیک بود غش کنم.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.