Lingofa

operieren

جراحی کردن

Verb

مثال

  1. Der Arzt musste ihn sofort operieren.

    دکتر مجبور شد فوراً اونو جراحی کنه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.