schwerhörig
کمشنوا
Adjektiv
مثال
Meine Großmutter ist ein bisschen schwerhörig.
مادربزرگم یکم کمشنواست.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
کمشنوا
Adjektiv
Meine Großmutter ist ein bisschen schwerhörig.
مادربزرگم یکم کمشنواست.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.