sich erholen
بهبود یافتن / حالش بهتر شدن
Verb
مثال
Nach der Krankheit braucht er Zeit, um sich zu erholen.
بعد از این بیماری، به زمان نیاز داره تا حالش بهتر بشه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.