Lingofa

sich krankmelden

مرخصی استعلاجی گرفتن

Verb

مثال

  1. Ich muss mich heute krankmelden.

    باید امروز خبر مریضی بدم (نرم سرکار).

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.