sich krankmelden
مرخصی استعلاجی گرفتن
Verb
مثال
Ich muss mich heute krankmelden.
باید امروز خبر مریضی بدم (نرم سرکار).
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
مرخصی استعلاجی گرفتن
Verb
Ich muss mich heute krankmelden.
باید امروز خبر مریضی بدم (نرم سرکار).
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.