Lingofa

überlastet

تحت‌فشار زیاد (از حجم کار)

Adjektiv

مثال

  1. Er ist zurzeit im Job total überlastet.

    او الان تو کارش کاملاً تحت‌فشاره.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.