unglücklich
ناراحت / بدبخت
Adjektiv
مثال
Er fühlt sich in seinem Job sehr unglücklich.
او تو شغلش احساس بدبختی میکنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
ناراحت / بدبخت
Adjektiv
Er fühlt sich in seinem Job sehr unglücklich.
او تو شغلش احساس بدبختی میکنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.