unterwürfig
چاپلوس / تسلیمپذیر بیش از حد
Adjektiv
مثال
Er wirkt seinem Chef gegenüber fast unterwürfig.
او نسبت به رئیسش تقریباً چاپلوسانه رفتار میکنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.