Lingofa

währenddessen

در این حین / همزمان با آن

Adverb

مثال

  1. Ich koche das Essen, währenddessen kannst du den Tisch decken.

    من دارم غذا رو می‌پزم، در این حین تو می‌تونی میز رو بچینی.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.