währenddessen
در این حین / همزمان با آن
Adverb
مثال
Ich koche das Essen, währenddessen kannst du den Tisch decken.
من دارم غذا رو میپزم، در این حین تو میتونی میز رو بچینی.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.