Lingofa

wankelmütig

بی‌ثبات در تصمیم / دودل

Adjektiv

مثال

  1. Er ist ziemlich wankelmütig, wenn es um Entscheidungen geht.

    وقتی پای تصمیم‌گیری وسط میاد، او نسبتاً دودله.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.