Lingofa

wehmütig

دلتنگ توأم با حسرت

Adjektiv

مثال

  1. Er blickte wehmütig auf die alten Fotos.

    او با حسرت به عکس‌های قدیمی نگاه کرد.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.