wehmütig
دلتنگ توأم با حسرت
Adjektiv
مثال
Er blickte wehmütig auf die alten Fotos.
او با حسرت به عکسهای قدیمی نگاه کرد.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
دلتنگ توأم با حسرت
Adjektiv
Er blickte wehmütig auf die alten Fotos.
او با حسرت به عکسهای قدیمی نگاه کرد.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.