warmherzig
مهربان و گرم
Adjektiv
مثال
Meine Großmutter war eine warmherzige Frau.
مادربزرگم زن مهربون و گرمی بود.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
مهربان و گرم
Adjektiv
Meine Großmutter war eine warmherzige Frau.
مادربزرگم زن مهربون و گرمی بود.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.