auf Anhieb
از همون اول / بار اول
Redewendung
مثال
Sie hat die Prüfung auf Anhieb bestanden.
او امتحان رو از همون بار اول قبول شد.
کلمههای نزدیک
- anschließendسپس / پسازآن
- abschließendدر پایان / بهعنوان جمعبندی
- angesichtsبا توجه به / نظر به
- aufgrundبهدلیل / براساس
- auf der Hand liegenکاملاً واضح و بدیهی بودن
- aus dem Ruder laufenاز کنترل خارج شدن
- an der Tagesordnung seinیه اتفاق معمول و مرتب بودن
- auf dem Spiel stehenدر خطر بودن / بهمخاطره افتادن
- Anklang findenبا استقبال روبهرو شدن
- auf taube Ohren stoßenتوجهی به حرف کسی نشدن (لفظاً: به گوشهای ناشنوا برخوردن)
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.