an der Tagesordnung sein
یه اتفاق معمول و مرتب بودن
Redewendung
مثال
Stromausfälle sind in dieser Gegend leider an der Tagesordnung.
متأسفانه قطعی برق تو این منطقه یه اتفاق معموله.
کلمههای نزدیک
- angesichtsبا توجه به / نظر به
- aufgrundبهدلیل / براساس
- auf der Hand liegenکاملاً واضح و بدیهی بودن
- auf Anhiebاز همون اول / بار اول
- aus dem Ruder laufenاز کنترل خارج شدن
- auf dem Spiel stehenدر خطر بودن / بهمخاطره افتادن
- Anklang findenبا استقبال روبهرو شدن
- auf taube Ohren stoßenتوجهی به حرف کسی نشدن (لفظاً: به گوشهای ناشنوا برخوردن)
- argumentierenاستدلال کردن
- anschaulichگویا / روشنگر
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.