die Katze aus dem Sack lassen
رازی را فاش کردن
Redewendung
مثال
Endlich lässt er die Katze aus dem Sack.
بالاخره رازشو فاش میکنه.
کلمههای نزدیک
- Dauerwelleفر دائم مو
- Duftعطر / رایحه
- duftenبوی خوش دادن
- Dillشوید
- Dermatologeمتخصص پوست
- den Bock zum Gärtner machenمسئولیت را به دست فرد نامناسب دادن
- die Kuh vom Eis holenاز یک موقعیت خطرناک بیرون کشیدن
- da liegt der Hund begrabenریشهی اصلی مشکل همینجاست
- den Vogel abschießenاز همه بدتر عمل کردن / رکورد زدن
- Dracheاژدها
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.