feststellen
تشخیص دادن / متوجه شدن / اعلام کردن
Verb
مثال
Die Ärztin konnte keine ernsthafte Erkrankung feststellen.
پزشک نتونست هیچ بیماری جدیای تشخیص بده.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.