folglich
درنتیجه / بنابراین
Adverb
مثال
Die Nachfrage ist gestiegen, folglich haben sich die Preise erhöht.
تقاضا افزایش پیدا کرده، درنتیجه قیمتها هم بالا رفته.
کلمههای نزدیک
- feinfühligظریفاحساس و حساس به احساسات دیگران
- fürsorglichدلسوز و مراقب
- Freundschaft schließenبا کسی دوست شدن
- Freiheitآزادی
- Freundlichkeitمهربانی / دوستانگی
- feststellenتشخیص دادن / متوجه شدن / اعلام کردن
- formulierenبیان کردن / صورتبندی کردن (بهشکل جمله/متن)
- fragwürdigمشکوک / زیر سؤال
- Fachhochschuleدانشگاه علوم کاربردی
- Fahrscheinبلیت وسیلهی نقلیه
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.