Freundschaft schließen
با کسی دوست شدن
Verb
مثال
In dem Sprachkurs habe ich schnell Freundschaften geschlossen.
تو کلاس زبان، سریع با چند نفر دوست شدم.
کلمههای نزدیک
- Fassungslosigkeitبهتزدگی
- fassungslosمبهوت / شوکه
- furchtsamترسیده (در یک موقعیت خاص)
- feinfühligظریفاحساس و حساس به احساسات دیگران
- fürsorglichدلسوز و مراقب
- Freiheitآزادی
- Freundlichkeitمهربانی / دوستانگی
- folglichدرنتیجه / بنابراین
- feststellenتشخیص دادن / متوجه شدن / اعلام کردن
- formulierenبیان کردن / صورتبندی کردن (بهشکل جمله/متن)
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.