haben
داشتن
Verb
مثال
Wir haben viel Zeit.
ما وقت زیادی داریم.
کلمههایی که از این ساخته شدن
آلمانی کلمهها رو روی هم سوار میکنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفهنیمه میفهمی.
- Nase voll habenحوصلهی چیزی سررفتن
- Wohlhabendeفرد مرفه / ثروتمند
- eine weiße Weste habenسابقهی پاک داشتن
- etwas schwarz auf weiß habenمدرک مکتوب داشتن
- Schmetterlinge im Bauch habenاحساس شور عشق داشتن
- die Nase voll habenاز چیزی خسته و کلافه شدن
- Bock habenحال داشتن برای کاری
- die Nase voll haben vonاز چیزی بهشدت خسته و کلافه شدن
- Schwein habenشانس آوردن (لفظاً: خوک داشتن)
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.