ins kalte Wasser springen
بدون آمادگی وارد یه کار جدید و سخت شدن
Redewendung — سطح C1
مثال
Als neuer Lehrer musste ich gleich ins kalte Wasser springen.
بهعنوان معلم جدید مجبور شدم بدون آمادگی وارد کار بشم.
💬 کجا یادش میگیری؟
این کلمه بخشی از دستهی «اصطلاحات رایج» در سطح C1 است. برو شهر کرم
کلمههای همدسته
- ins Wasser fallenلغو شدن (نقشه)
- die Nase voll habenکاسهی صبر لبریز شدن
- die Katze im Sack kaufenکورکورانه خرید کردن
- den Nagel auf den Kopf treffenدقیقاً درست گفتن
- Schwein habenشانس آوردن
- die Kirche im Dorf lassenغلو نکردن
- ins Gewicht fallenتعیینکننده بودن
- auf der Hand liegenبدیهی بودن
- aus dem Ruder laufenاز کنترل خارج شدن
- Hand in Hand gehenهمراه هم پیش رفتن
- im Grunde genommenدر اصل
- ins Auge fassenدر نظر گرفتن
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.