interpretieren
تفسیر کردن
Verb
مثال
Jeder Leser kann dieses Gedicht anders interpretieren.
هر خوانندهای میتونه این شعر رو جور دیگهای تفسیر کنه.
کلمههای نزدیک
- ins Auge fassenدر نظر گرفتن یه گزینه یا برنامه
- in Kauf nehmenپذیرفتن یه چیز ناخوشایند بهخاطر یه هدف
- ins kalte Wasser springenبدون آمادگی وارد یه کار جدید و سخت شدن
- ins Gewicht fallenاهمیت یا وزنه داشتن
- im Vordergrund stehenدر کانون توجه بودن / اولویت اصلی بودن
- Integrationskursدورهی ادغام اجتماعی
- Invasionتهاجم
- Impressionismusامپرسیونیسم
- Illustrationتصویرسازی
- Illustratorتصویرگر
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.