jedoch
اما / با این حال
Adverb
مثال
Ich wollte pünktlich sein, jedoch hatte der Bus Verspätung.
میخواستم سر وقت باشم، اما اتوبوس تأخیر داشت.
کلمههای نزدیک
- Jugendherbergeاقامتگاه جوانان (هاستل)
- Jahreszeitفصل
- juckenخارش داشتن
- Juckreizخارش
- Jobcenterمرکز کاریابی
- jemandem die Daumen drückenبرای کسی آرزوی موفقیت کردن (لفظاً: برای کسی شست فشردن)
- jemandem ein Dorn im Auge seinچیزی یا کسی مایهی آزار و ناراحتی کسی بودن
- jemandem Steine in den Weg legenبرای کسی مانعتراشی کردن
- jemandem den Rücken stärkenاز کسی حمایت کردن
- Jugendromanرمان نوجوان
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.