aufrichtig
صادق و بیریا
Adjektiv
مثال
Ich schätze deine aufrichtige Meinung.
نظر صادقانهتو ارزش میذارم.
کلمههای نزدیک
- angewidertچندشزده
- abgeklärtخونسرد و باتجربه نسبت به زندگی
- aufgebrachtبرآشفته / عصبانی
- arrogantمغرور / متکبر
- aufgeschlossenخوشبرخورد و پذیرا نسبت به ایدههای جدید
- ausgeglichenمتعادل از نظر روحی
- abweisendسرد و پسزننده
- anspruchsvollسختپسند / پرتوقع
- anpassungsfähigسازگار / قابل انطباق
- anvertrauenراز خود را با کسی در میان گذاشتن
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.