anpassungsfähig
سازگار / قابل انطباق
Adjektiv
مثال
Sie ist sehr anpassungsfähig in neuen Situationen.
او تو موقعیتهای جدید خیلی سازگاره.
کلمههای نزدیک
- aufgeschlossenخوشبرخورد و پذیرا نسبت به ایدههای جدید
- aufrichtigصادق و بیریا
- ausgeglichenمتعادل از نظر روحی
- abweisendسرد و پسزننده
- anspruchsvollسختپسند / پرتوقع
- anvertrauenراز خود را با کسی در میان گذاشتن
- auseinandergehenاز هم فاصله داشتن (نظرات) / از هم جدا شدن
- achtsamباتوجه و آگاهانه نسبت به احساسات دیگران
- Aufmerksamkeitتوجه
- Abhängigkeitوابستگی
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.