anvertrauen
راز خود را با کسی در میان گذاشتن
Verb
مثال
Sie vertraut mir immer ihre Geheimnisse an.
او همیشه رازهاشو با من در میون میذاره.
کلمههای نزدیک
- aufrichtigصادق و بیریا
- ausgeglichenمتعادل از نظر روحی
- abweisendسرد و پسزننده
- anspruchsvollسختپسند / پرتوقع
- anpassungsfähigسازگار / قابل انطباق
- auseinandergehenاز هم فاصله داشتن (نظرات) / از هم جدا شدن
- achtsamباتوجه و آگاهانه نسبت به احساسات دیگران
- Aufmerksamkeitتوجه
- Abhängigkeitوابستگی
- Auswirkungتأثیر / پیامد
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.