abweisend
سرد و پسزننده
Adjektiv
مثال
Sie reagierte ziemlich abweisend auf seinen Vorschlag.
او نسبتاً سرد به پیشنهادش واکنش نشون داد.
کلمههای نزدیک
- aufgebrachtبرآشفته / عصبانی
- arrogantمغرور / متکبر
- aufgeschlossenخوشبرخورد و پذیرا نسبت به ایدههای جدید
- aufrichtigصادق و بیریا
- ausgeglichenمتعادل از نظر روحی
- anspruchsvollسختپسند / پرتوقع
- anpassungsfähigسازگار / قابل انطباق
- anvertrauenراز خود را با کسی در میان گذاشتن
- auseinandergehenاز هم فاصله داشتن (نظرات) / از هم جدا شدن
- achtsamباتوجه و آگاهانه نسبت به احساسات دیگران
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.